توهین

توهین یا اهانت در لغت از ریشه «وهن» به معنای سست گردانیدن است. در اصطلاح عبارت است از هر گونه رفتاری، اعم از قول، فعل، کتابت و اشاره که به گونه ای موجب وهن حیثیت مخاطب در نظر افراد متعارف و معمولی جامعه گردد. بنابراین اگر کسی دیگری را با کلماتی مخاطب قرار دهد که موجب تحقیر و استحقاق او شود در حالیکه مخاطب مستحق و سزاوار این این الفاظ و القاب نباشد بدان توهین گویند. اگر توهین با الفاظ تحقق یابد آن را فحش، دشنام و ناسزا می نامند که عبارت است از هر گونه سخن زشت و رکیک و مستهجن. توهین فعلی مانند آب دهان بر روی کسی انداختن و یا هل دادن تحقیرآمیز او. برخی از اشارات دست نیز در فرهنگ ما توهین تلقی می شود.

بنابراین توهین و اهانت همانند احترام و اکرام یکی از عناوین قصدیه است و بدون قصد محقق نمی شود و عبارت است از الفاظ صریح یا ظاهر یا اعمال و حرکاتی که با لحاظ عرفیات جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب تحقیر آنان شود. اظهار نظر مبتنی بر اشتباه یا بی توجهی، توهین محسوب نمی گردد.

در فقه اگر به شخصی به طور صریح نسبت زنا یا لواط دهد مثلاً بگوید : «زنازاده» اصطلاحاً بدان «قذف» گویند که مجازات آن 80 تازیانه است.  اما اگر نسبت زنا یا لواط به طور صریح نباشد مثلاً بگوید«حرام زاده» یا «دیوث» تا 74 تازیانه تعزیر می شود. همچنین سایر دشنام ها که عرفاً موجب آزار و اذیت شنونده می شود، مانند «انسان پست»، «کافر»، «سگ»، «بدبخت» و «دیوانه» تا 74 ضربه تازیانه دارد. به این نوع اهانت ها که قذف نباشد در اصطلاح «شتم» گویند که مجازات آن تعزیر است.

تنها استثنایی که وجود دارد در جایی است که مخاطب سزاوار استخفاف و کوچک شمردن باشد که عبارت است از: کافر، بدعت گذار و متجاهر (متظاهر) به فسق.

توهین و اهانت یکی از مسائلی است که در آنها شخصیت و شأن اجتماعی افراد در نظر گرفته شده است. شخصیت برخی از افراد آنچنان والاست که حتی فحش های سیاسی مانند «خشونت طلب» و «غرب زده» برای آنها غیر قابل تحمل و موجب تحقق اهانت و توهین است[1].

تذکر:

1.تفاوت توهین با افترا آن است که افترا متضمن اسناد و اخبار است.

2.برخی از الفاظ ذاتاً موهن نیست، ولی طرز تلفظ وهن آور است.برخی از الفاظ نیز در بعضی از ازمنه یا امکنه موهن است[2].

3.در قانون مجازات اسلامی موضوعات زیر در باب توهین، جرم انگاری شده است: 

اهانت به مقدسات اسلام، انبیاء عظام، ائمه طاهرین (ع)، حضرت صدیقه طاهره (س) (513)

اهانت به امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری(514)

توهین به رئیس کشور خارجی یا نماینده سیاسی آن(517)

توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک (سخن زشت و سخیف)(608)

توهین به مقامات و مأمورین دولتی(609)

توهین به اطفال و زنان در اماکن عمومی با الفاظ و حرکات مخالف شؤون و حیثیت(619)

4. توهین و فحاشی در زبان فارسی با کلمات زیر استعمال می شود:

          فحش کاری، توهین، یاوه سرایی، یاوه گویی، ناسزا، دشنام، گفتار مستهجن، بد و بیراه، لیچار، سقط، یاوه، بیهوده، هرزه، هذیان، حرف مفت، جفنگ، ژاژ، چرند، بیحرمتی، تهمت، بهتان، توهین، سرزنش، سخن نیشدار، هجو، استهزا

برخی از ناسزاها عبارتند از:

 احمق، نادان، خرف، بی شعور، نفهم، بدچشم، علیه اللعنه، ازگل، بی شرف، پدرسوخته، بی همه چیز، پدرسگ، بدبخت، ورپریده، فاسد، خائن، رذل، عفریته، بدکار، هرزه، بی عفت، نانجیب، دروغگو، بی وجدان، خائن، پیمان شکن، ریاکار، دغل، وطن فروش، حقه باز، قانون شکن، بی غیرت، فرصت طلب، شیاد، آشغال، مزدور، نمک به حرام، دورو، مزد بگیر، دست نشانده، پولکی

تهدید

در لغت به معنی ترسانیدن و وعده عقاب و زجر دادن است :

( مدنی ) عناصر تهدید در قانون مدنی عبارت است از :

الف- وعده انجام عملی یا اعمالی به ضرر کسی که او را در آتیه دچار ضرر خواهد کرد.

ب- وعده مذکور باید به حسب طبیعت خود نوعاً در عاقل متعارف به لحاظ سن و شخصیت و اخلاق و جنس تاثیر کند.به این معنی که در او بیم بر جان یا مال یا عرض خود یا خویشاوندان ایجاد نماید. میزان تهدید ممکن است به قدری باشد که قصد را هم سلب کند و شخص بدون اراده کاری را انجام دهد و از همین جا است که تهدید با اکراه فرق پیدا می کند زیرا اکراه تا حدی است که قصد را سلب نکند. اکراه و تهدید شدید به گونه ای که شخص فاقد اراده شود را در فقه «الجاء» نیز می نامند.

علم شخص تهدید شده به عدم توانایی تهدید کننده در اجراء تهدید خود مانع تحقق تهدید به جنبه فاعلی آن توجه می شود و در شناسایی اکراه به جنبه قابلی آن ( یا نتیجه ) آن.

          ( جزا ) عناصر تهدید در قانون جزا این است :

الف – تحقق تهدید به خصوصیت  روحی و جسمی و سن و شخصیت و اخلاق و جنس تهدید شونده مرتبط است.

ب – امری که تهدید کننده انجام دادن آن را از تهدید شده توقع دارد باید بر خلاف قانون باشد خواه خلاف قوانین الزامی باشد یا خلاف میل تهدید شونده ولی ممکن است اساساً تقاضای انجام امری را نکند.

ج – عمد: تهدید غیر عمدی وجود ندارد.

د – تهدید ممکن است به جان ، مال یا حیثیت باشد[3].

 

هتک

در لغت به معنی پاره کردن است و در اصطلاح به معنی تجاوز به اشخاص و اموال و اعراض آنان و جریحه دار کردن افکار عمومی است.

هتک حرمت اشخاص در حقوق جزا اعم از افترا و توهین است.

هتک عرض (حیثیت):

( جزا ) عمل مادی مخالف اخلاق که مستقیماً روی شخص معینی صورت گیرد ( خواه آن شخص از جنس ذکور باشد یا اناث ) و پاکی عرض او صدمه دیده و به اصطلاح دامن او را لکه دار کند.

هتک ناموس به معنای تجاوز به زن بدون رضایت او به کار می رود[4].

عفت عمومی

عفت عمومی درجه ای از عفت است که نوع مردم علاقه به صیانت آن داشته باشند و تابع شرایط زمان و مکان است[5].

 

 

 


[1] . میر محمد صادقی، جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، ص 152-153؛ شهید ثانی، شرح لمعه، مبحث قذف

[2] . جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، 152

[3] . جعفری لنگرودی، همان، ص 183

[4] . جعفری لنگرودی، همان، ص 761

[5] . جعفری لنگرودی، همان، ص 453