مقدمه

دادخواست چیست؟

ادامه نوشته

درسي‌ كه‌ اربعين‌ به‌ ما مي‌دهد

ادامه نوشته

انتظارات امام حسن (ع) از شیعیان

ادامه نوشته

چک پرداخت نشدنی

ادامه نوشته

ماده ۱۰ ق.م مبناي قانوني انواع قراردادها

ادامه نوشته

تعليق در تعهدات

ادامه نوشته

تحلیل اختیارات مدیران شرکت های سهامی

دانلود فایل

تحلیلی بر قاعده لاضرر

ادامه نوشته

تعهد یک طرفی

ادامه نوشته

نقد و تحلیل حقوقی م 585 ق.م

ادامه نوشته

سوالات تشریحی حقوق جزای اختصاصی

ادامه نوشته

سوالات حقوق مدنی

ادامه نوشته

حقوق اساسی 2 _ جزوه درسی(2)

ادامه نوشته

حقوق اساسی 2 _ جزوه درسی(1)

ادامه نوشته

متن سوالات و پاسخنامه آزمون وکالت 1387

ادامه نوشته

سوالات تستی حقوق جزای عمومی

ادامه نوشته

دکتر علی تولایی

. اطلاعات شخصی

نام و نام خانوادگی: علی تولّائی

نام پدر: حسینعلی

شماره شناسنامه: 444

تاریخ تولد: 1353

مرتبه علمی: استادیار پایه 1

2. سوابق تحصیلی

- دیپلم ریاضی فیزیک، دبیرستان نمونه باقرالعلوم (ع) یزد، سال 1371ش، با معدل 44/16.

- کارشناسی ارشد پیوسته الهیات و معارف اسلامی، گرایش فقه و اصول، دانشگاه امام صادق (ع)، سال 1379ش. معدل 27/95 بر مبنای 100.

- دکترای الهیات و معارف اسلامی، گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، سال 1384ش، با معدل 93/17.

3.عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد

بررسی تاریخی تطبیقی دیدگاه فقها درباره عقود تا قرن پنجم هجری قمری، با راهنمایی دکتر احمد پاکتچی.

4. عنوان رساله دکتری

جایگاه تعلیل در فقه امامیه، با راهنمایی دکتر محمد حسن حائری.

5. سوابق شغلی

- تدریس دوره کارشناسی فقه و حقوق در دانشگاه یزد و مدرسه عالی شهید مطهری از سال 1381ش تاكنون

- تدریس در دوره کارشناسی حقوق، دانشگاه پیام نور مهریز. سال 1383، 1385

- تدریس دوره کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دوره فراگیر پیام نور، 1386ش.

- تدریس در دوره کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه یزد، سال 1386ش تا كنون

6. عضویت در مجامع علمی و پژوهشی

- همکاری با مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع) در طرح رویدادنگاری تاریخ شیعه (مرحله دوم)، 1377ش.

- عضو گروه فقه و علوم قرآنی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی از سال 1378ش تاکنون.

7.داوری مجلات علمی

«مطالعات اسلامی»، فصلنامه علمی- پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، از سال 1385ش.

8. زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه

فقه و علوم وابسته به آن؛ به طور خاص تاریخ فقه، رجال، حقوق خانواده و حقوق جزا.

 

9. مقالات علمی چاپ شده

- مقاله «اعراض»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج9، صص374-375، تهران، 1379ش.

- مقاله «اقاله» دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج9، صص617-619، تهران، 1379ش.

- مقاله «اقدام»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج9، صص633-634، تهران، 1379ش.

- مقاله «الأم»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج10، صص125-126، تهران، 1380ش.

- مقاله «بردعی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج11، صص688-689، تهران، 1381ش.

- مقاله «بروجردی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج12، صص30-34، تهران، 1383ش.

- مقاله «بلوغ»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج12، صص528-529، تهران، 1383ش.

- مقاله «بویطی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، تهران، 1383ش.

- مقاله «بیع»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، تهران، 1383ش.

- مقاله «بیعانه»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، تهران، 1383ش.

- مقاله «تدلیس»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج14،صص695-697، تهران، 1385ش.

- مقاله «بررسی فقهی تضمین پیشه وران در سده های نخست هجری»، مطالعات اسلامی، فصلنامه علمی- پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، ش73، پاییز 1385ش، صص75-105.

- مقاله «تأثير نماز بر كاهش جرم شرب خمر – مطالعه فقهي»، چكيده مقالات همايش نقش نماز در تكامل معنوي انسان، دانشگاه يزد، 1388ش، صص 48-50

10. دروس تدریس شده

- فقه: مباحث نکاح و طلاق، ارث و وصیت، حدود، قصاص و دیات، قضا و شهادات، عقود معین.

- اصول فقه: مباحث الفاظ، حجت، تعادل و تراجیح، اصول عملیه.

- فقه تطبیقی، تاریخ فقه

- زبان تخصصی، متون اسلامی و متون حقوقی

- روش تحقیق

توهین / تهدید / هتک / عفت عمومی

توهین

توهین یا اهانت در لغت از ریشه «وهن» به معنای سست گردانیدن است. در اصطلاح عبارت است از هر گونه رفتاری، اعم از قول، فعل، کتابت و اشاره که به گونه ای موجب وهن حیثیت مخاطب در نظر افراد متعارف و معمولی جامعه گردد. بنابراین اگر کسی دیگری را با کلماتی مخاطب قرار دهد که موجب تحقیر و استحقاق او شود در حالیکه مخاطب مستحق و سزاوار این این الفاظ و القاب نباشد بدان توهین گویند. اگر توهین با الفاظ تحقق یابد آن را فحش، دشنام و ناسزا می نامند که عبارت است از هر گونه سخن زشت و رکیک و مستهجن. توهین فعلی مانند آب دهان بر روی کسی انداختن و یا هل دادن تحقیرآمیز او. برخی از اشارات دست نیز در فرهنگ ما توهین تلقی می شود.

بنابراین توهین و اهانت همانند احترام و اکرام یکی از عناوین قصدیه است و بدون قصد محقق نمی شود و عبارت است از الفاظ صریح یا ظاهر یا اعمال و حرکاتی که با لحاظ عرفیات جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب تحقیر آنان شود. اظهار نظر مبتنی بر اشتباه یا بی توجهی، توهین محسوب نمی گردد.

در فقه اگر به شخصی به طور صریح نسبت زنا یا لواط دهد مثلاً بگوید : «زنازاده» اصطلاحاً بدان «قذف» گویند که مجازات آن 80 تازیانه است.  اما اگر نسبت زنا یا لواط به طور صریح نباشد مثلاً بگوید«حرام زاده» یا «دیوث» تا 74 تازیانه تعزیر می شود. همچنین سایر دشنام ها که عرفاً موجب آزار و اذیت شنونده می شود، مانند «انسان پست»، «کافر»، «سگ»، «بدبخت» و «دیوانه» تا 74 ضربه تازیانه دارد. به این نوع اهانت ها که قذف نباشد در اصطلاح «شتم» گویند که مجازات آن تعزیر است.

تنها استثنایی که وجود دارد در جایی است که مخاطب سزاوار استخفاف و کوچک شمردن باشد که عبارت است از: کافر، بدعت گذار و متجاهر (متظاهر) به فسق.

توهین و اهانت یکی از مسائلی است که در آنها شخصیت و شأن اجتماعی افراد در نظر گرفته شده است. شخصیت برخی از افراد آنچنان والاست که حتی فحش های سیاسی مانند «خشونت طلب» و «غرب زده» برای آنها غیر قابل تحمل و موجب تحقق اهانت و توهین است[1].

تذکر:

1.تفاوت توهین با افترا آن است که افترا متضمن اسناد و اخبار است.

2.برخی از الفاظ ذاتاً موهن نیست، ولی طرز تلفظ وهن آور است.برخی از الفاظ نیز در بعضی از ازمنه یا امکنه موهن است[2].

3.در قانون مجازات اسلامی موضوعات زیر در باب توهین، جرم انگاری شده است: 

اهانت به مقدسات اسلام، انبیاء عظام، ائمه طاهرین (ع)، حضرت صدیقه طاهره (س) (513)

اهانت به امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری(514)

توهین به رئیس کشور خارجی یا نماینده سیاسی آن(517)

توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک (سخن زشت و سخیف)(608)

توهین به مقامات و مأمورین دولتی(609)

توهین به اطفال و زنان در اماکن عمومی با الفاظ و حرکات مخالف شؤون و حیثیت(619)

4. توهین و فحاشی در زبان فارسی با کلمات زیر استعمال می شود:

          فحش کاری، توهین، یاوه سرایی، یاوه گویی، ناسزا، دشنام، گفتار مستهجن، بد و بیراه، لیچار، سقط، یاوه، بیهوده، هرزه، هذیان، حرف مفت، جفنگ، ژاژ، چرند، بیحرمتی، تهمت، بهتان، توهین، سرزنش، سخن نیشدار، هجو، استهزا

برخی از ناسزاها عبارتند از:

 احمق، نادان، خرف، بی شعور، نفهم، بدچشم، علیه اللعنه، ازگل، بی شرف، پدرسوخته، بی همه چیز، پدرسگ، بدبخت، ورپریده، فاسد، خائن، رذل، عفریته، بدکار، هرزه، بی عفت، نانجیب، دروغگو، بی وجدان، خائن، پیمان شکن، ریاکار، دغل، وطن فروش، حقه باز، قانون شکن، بی غیرت، فرصت طلب، شیاد، آشغال، مزدور، نمک به حرام، دورو، مزد بگیر، دست نشانده، پولکی

تهدید

در لغت به معنی ترسانیدن و وعده عقاب و زجر دادن است :

( مدنی ) عناصر تهدید در قانون مدنی عبارت است از :

الف- وعده انجام عملی یا اعمالی به ضرر کسی که او را در آتیه دچار ضرر خواهد کرد.

ب- وعده مذکور باید به حسب طبیعت خود نوعاً در عاقل متعارف به لحاظ سن و شخصیت و اخلاق و جنس تاثیر کند.به این معنی که در او بیم بر جان یا مال یا عرض خود یا خویشاوندان ایجاد نماید. میزان تهدید ممکن است به قدری باشد که قصد را هم سلب کند و شخص بدون اراده کاری را انجام دهد و از همین جا است که تهدید با اکراه فرق پیدا می کند زیرا اکراه تا حدی است که قصد را سلب نکند. اکراه و تهدید شدید به گونه ای که شخص فاقد اراده شود را در فقه «الجاء» نیز می نامند.

علم شخص تهدید شده به عدم توانایی تهدید کننده در اجراء تهدید خود مانع تحقق تهدید به جنبه فاعلی آن توجه می شود و در شناسایی اکراه به جنبه قابلی آن ( یا نتیجه ) آن.

          ( جزا ) عناصر تهدید در قانون جزا این است :

الف – تحقق تهدید به خصوصیت  روحی و جسمی و سن و شخصیت و اخلاق و جنس تهدید شونده مرتبط است.

ب – امری که تهدید کننده انجام دادن آن را از تهدید شده توقع دارد باید بر خلاف قانون باشد خواه خلاف قوانین الزامی باشد یا خلاف میل تهدید شونده ولی ممکن است اساساً تقاضای انجام امری را نکند.

ج – عمد: تهدید غیر عمدی وجود ندارد.

د – تهدید ممکن است به جان ، مال یا حیثیت باشد[3].

 

هتک

در لغت به معنی پاره کردن است و در اصطلاح به معنی تجاوز به اشخاص و اموال و اعراض آنان و جریحه دار کردن افکار عمومی است.

هتک حرمت اشخاص در حقوق جزا اعم از افترا و توهین است.

هتک عرض (حیثیت):

( جزا ) عمل مادی مخالف اخلاق که مستقیماً روی شخص معینی صورت گیرد ( خواه آن شخص از جنس ذکور باشد یا اناث ) و پاکی عرض او صدمه دیده و به اصطلاح دامن او را لکه دار کند.

هتک ناموس به معنای تجاوز به زن بدون رضایت او به کار می رود[4].

عفت عمومی

عفت عمومی درجه ای از عفت است که نوع مردم علاقه به صیانت آن داشته باشند و تابع شرایط زمان و مکان است[5].

 

 

 


[1] . میر محمد صادقی، جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، ص 152-153؛ شهید ثانی، شرح لمعه، مبحث قذف

[2] . جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، 152

[3] . جعفری لنگرودی، همان، ص 183

[4] . جعفری لنگرودی، همان، ص 761

[5] . جعفری لنگرودی، همان، ص 453


قواعد نانوشته _ منابع قواعد فقهی


 

ادامه نوشته

تاريخچه قواعد فقهى


 

ادامه نوشته

تقسيم‏بندى قواعد فقهى


قواعد فقهى از جنبه‏هاى گوناگونى قابل تقسيم است كه در ذيل به برخى از آن‏هااشاره مى‏شود:

1 - قواعد فقهى از نظر قلمرو جريان و شمول به سه دسته تقسيم مى‏شود:

الف) قواعد جارى در يك باب، مثل «قاعده امكان‏»;

ب) قواعد جارى در چند باب، مثل «قاعده ما يضمن‏»;

ج) قواعد جارى در همه ابواب، مثل «قاعده اشتراك‏».

2 - قواعد فقهى از جهت پايه و اساس به دو دسته تقسيم مى‏شود:

الف) قواعدى كه همه قواعد به آن‏ها بر مى‏گردد (قواعد خمس) كه عبارت‏اند از:«الامور بمقاصدها»، «اليقين لا يزول بالشك‏»، «المشقة تجلب التيسير»، «الضرر يزال‏»و «العادة محكمة‏»;

ب) ساير قواعد، مثل «اصالة الصحة‏».

3 - قواعد فقهى از جهت جريان در حكم يا موضوع به دو دسته تقسيم مى‏گردد:

الف) قواعد مختص به شبهات موضوعى مثل «قاعده فراغ‏»;

ب) قواعد مختص به شبهات حكمى مثل «قاعده لا ضرر».

4 - قواعد فقهى از نظر بيان حكم اولى و ثانوى نيز به دو دسته تقسيم مى‏شود:

الف) قواعدى كه حكم اولى را بيان مى‏كند مثل «قاعده سوق‏»;

ب) قواعدى كه حكم ثانوى را افاده مى‏كند مثل «قاعده لاحرج‏».

تفاوت قاعده فقهى و اصولى

 

 

ادامه نوشته

درآمدى بر قواعد فقهى

 


ادامه نوشته

سخنى با خواننده

بسم الله الرحمن الرحيم

 

يكى از ويژگى‏هاى مهم مكتب تشيع، استفاده از عنصر اجتهاد در گستره نصوص‏دينى است. اين ويژگى، سبب پويايى و تحرك هر چه بيش‏تر مكتب و نيز كسب توان‏مناسب در پاسخ‏گويى به موضوعات نوپيدا بوده و هست. تكامل و گسترش‏رشته‏هاى مختلف علوم اسلامى، از جمله دانش فقه، در پرتو همين عنصر اجتهاد ونيز تلاش دانش‏مندان و فقيهان بزرگ و زمان‏شناس صورت پذيرفته است.

عصر حاضر به جهت ظهور عقايد و مكاتب مختلف بشرى، تحولات چشم‏گيرعلمى و صنعتى و نگاه نقادانه به دين و گسترش ارتباطات، مسئوليت عالمان دينى رادو چندان كرده‏است. عالمان و فقيهان بايد به نيكى چالش‏هاى نوين را دريابند،شيوه‏هاى استنباط را مهذب كنند، موضوعات جديد را پاسخ در خور دهند و ميراث‏كهن فقه شيعه را به زبان روز و متناسب با فهم و انتظار انسان سرگشته و نقاد امروزبازسازى نمايند تا از ره‏گذر اين تلاش، دين و فقه را در عرصه زندگى اجتماعى‏جوامع بشرى زنده و بالنده نگه‏دارند و مسئوليت دينى و تاريخى خويش را به بهترين‏وجه ايفا نمايند. انجام اين وظيفه، نيازمند نگاه بيرونى به مجموعه فقه، آشنايى باشيوه‏هاى مشابه استنباط و بررسى دقيق علوم وابسته به فقه، نظير اصول، رجال، درايه‏و ... مى‏باشد و بدون ترديد تلاشى به اين وسعت نيازمند بسيج جمعى محققان زبده وزمان‏شناس است.

پژوهشكده فقه و حقوق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى «پژوهش‏گاه‏» هدف‏اساسى خويش را تحقق بخشيدن به اين وظيفه بزرگ قرار داده است، و در اين‏راستاتحقيقات متعددى را در زمينه‏هاى مختلف فقهى - حقوقى و دانش‏هاى وابسته‏به آن در دست انجام دارد.

آشنايى با منابع اصلى و پيشينه تحقيق از لوازم ضرورى تحقيقات گسترده است تاحدى كه در دنياى كنونى هيچ پژوهش‏گرى بى‏نياز از آن نيست. حجم گسترده‏نوشته‏ها و پراكندگى محققان و نويسندگان، دست‏يابى به اين امر را دشوارتر مى‏سازد.ازاين‏رو بخشى از فعاليت‏هاى گروه خدمات تحقيق پژوهشكده به تهيه ماخذشناسى‏مورد نياز اختصاص يافته است.

كتاب حاضر كه با هدف آشنايى پژوهش‏گران با منابع و مآخذ اصلى قواعد فقهى‏تدوين شده به همت اين عزيزان سامان يافته است: حجة‏الاسلام جناب آقاى سعيدرحيميان (تهيه طرح اوليه و مراجعه به منابع)، فاضل محترم جناب آقاى نعمت‏الله‏صفرى فروشانى (مراجعه به فهرست كتب خطى)، جناب آقاى محمدجواد واعظ(تهيه متن اوليه ماخذشناسى موضوعى)، حجة‏الاسلام جناب آقاى ضميرى (تهيه‏درآمدى بر قواعد فقهيه)، حجة‏الاسلام جناب آقاى حميدرضا نوحى (تكميل،بازنگرى و تدوين نهايى ماخذشناسى).

ضمن تشكر از تلاش همه عزيزانى كه زحمت تهيه اين ماخذشناسى را بر عهده‏داشته‏اند، اميدواريم كه انتشار اين اثر بتواند به نياز پژوهش‏گران حوزه و دانشگاه درزمينه قواعد فقهى پاسخى درخور دهد.

پژوهشكده فقه و حقوق.

مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهش‏گاه)

شرکت تضامنی

 

شرکتی است که تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسؤولیت تضامنی تشکیل می شود. اگر دارایی شرکت برای تأدیه تمام قروض کافی نباشد، هر یک از شرکا، مسؤول پرداخت تمام قروض شرکت است. مقاله ای در همین زمینه از احسان زررخ (دانشجوی کارشناسی ارشد)

ادامه نوشته

آیات حجاب

به نام خدا

مروري بر آيات حجاب[1]

        تمامي احكامي كه از سوي خداوند تشريع گشته بر پايه رعايت مصالح و اجتناب از مفاسد استوار است. خداوند تصريح مي كند تبعيت از « هدايت خداوند »، عامل رفع خوف ، حزن ، گمراهي و شقاوت است(نك : بقره /38 ؛ طه /123). تمامي دستورات خداوند ، هدايت و راهنمايي به مصالح و مفاسد انسانهاست و راه از سوي خداوند براي تمامي انسانها نشان داده شده است ، همانگونه كه خداوند در بياني عام با طرح مسأله خلقت انسان ، به هدايت « سبيل » به انسان تصريح كرده و طي طريق آن در واقع سپاسگذاري انسان از خالق خود است.(انسان/۳).

 قرآن ، « نور » و « كتاب مبين » است كه از سوي خداوند براي هدايت كساني كه به دنبال رضوان اويند ، به « سبل السلام » آمده است(مائده/15-16).رضايت خداوند در عمل به اوامر و نواهي اوست كه خود راههاي سلامتند و خداوند انسان را به اذن خود از تمامي « ظلمات » به سوي « نور » خارج كرده و به « صراط مستقيم » خود رهنمون مي شود(مائده /16). همانا « حق » از جانب پروردگار آمده است و آن كس كه هدايت مي يابد ، به نفع خود و آن كس كه گمراه مي شود ، بر زيان اوست(يونس /108 ). تمامي كتابهاي آسماني از جمله كتاب موسي (ع)( انعام /154) ، هدايت و رحمت است؛ قرآن نيز « مبارك »( انعام /155) و داراي بركت و خير است و نه تنها انسان را نجات مي دهد، بلكه سبب رحمت خداوند بر انسان مي گردد.قرآن براي تمامي انسانها و كساني كه بخواهند در راه راست قرار گيرند « ذكر » است(تكوير / 27-28). و اگر همه عالميان كفر بورزند خداوند بي نياز از آنها است(آل عمران / 97).

ادامه نوشته

يکي از راههاي افزايش بصيرت، ابهام‌زدايي از ارزش‌هاي مطرح شده در جامعه است که شعارهاي ديني، فرهنگي، سياسي و اجتماعي بر اساس آن شكل مي‌گيرد. يکي از اين مفاهيم «وحدت» است. بر اساس آموزه‌هاي اسلام براي رفع اختلاف و ايجاد وحدت بايد به رسول خدا و ائمه معصومين(ع) رجوع كرد و در صورت عدم دسترسي به ايشان بايد بر اساس فرموده اهل‌بيت(ع) به ولي فقيه جامع‌الشرائط مراجعه كرد. پس محور وحدت، ولي فقيه است و هرکس مي‌خواهد وحدت را حفظ كند، بايد ولي فقيه را محور قرار دهد و سر دادن شعار وحدت همراه با جبهه گرفتن در مقابل ولي فقيه و قصد براندازي نظام اسلامي، مغالطه‌اي بيش نيست.                      برگرفته از سخنراني آيت الله مصباح يزدي( 18/7/88)

Class K: Law is a classification used by the Library of Congress Classification system. This page outlines the sub-classes of Class K.

K - Law in general. Comparative and uniform law. Jurisprudence

KB-KBU - Religious law

KB - General and comparative religious law

KBM - Jewish law. Halakhah

KBP - Islamic law. Sharia

KBR - History of canon law (Christian) to late 19th cent.

KBS - Canon law of the Eastern Christian churches This schedule is currently under development

KBU - Canon law of the Roman Catholic Church

KBX - Law of Protestant churches This schedule is currently under development

KD-KDK - British Isles

KD - United Kingdom . England . Wales

KDC - Scotland

KDE - Northern Ireland

KDG - Isle of Man. Channel Islands

KDK - Ireland

KDZ - Western hemisphere (general & comparative). North America (general & comparative). Bermuda . Greenland . St. Pierre et Miquelon

KE-KEZ - Canada

KE - Canada (general)

KEA - Alberta

KEB - British Columbia

KEM - Manitoba

KEN - New Brunswick . Newfoundland . Northwest Territories . Nova Scotia . Nunavut

KEO - Ontario

KEP - Prince Edward Island

KEQ - Québec

KES - Saskatchewan

KEY - Yukon Territory

KEZ - Cities, towns, etc.

KF-KFZ - United States

KF - United States (general)

KFA-KFW - individual states

KFX - Cities, towns, etc.

KFZ - Extinct jurisdictions. Confederate States of America

KG-KHW - Latin America & Caribbean

KG - Latin America (general & comparative). Central America & Caribbean (general & comparative)

KGA - Belize

KGB - Costa Rica

KGC - El Salvador

KGD - Guatemala

KGE - Honduras

KGF - Mexico

KGG - Nicaragua

KGH - Panama

KGJ - West Indies & Caribbean area (general & comparative). Anguilla

KGK - Antigua & Barbuda . Aruba

KGL - Bahamas . Barbados . British Leeward Islands, Virgin Islands, West Indies, Windward Islands

KGM - Cayman Islands

KGN - Cuba

KGP - Curaçao. Dominica

KGQ - Dominican Republic .

KGR - Dutch Leeward Islands, West Indies, Windward Islands . French West Indies , Grenada , Guadeloupe

KGS - Haiti

KGT - Jamaica . Martinique . Montserrat

KGU - Navassa islands

KGV - Puerto Rico

KGW - Saba . St Kitts, Nevis & Anguilla. St. Lucia . St. Vincent & the Grenadines . St. Eustatius . St. Maarten

KGX - Trinidad & Tobago

KGY - Turks & Caicos Islands

KH - South America (general & comparative)

KHA - Argentina

KHC - Bolivia

KHD - Brazil

KHF - Chile

KHH - Colombia

KHK - Ecuador

KHL - Falkland Islands

KHM - French Guiana

KHN - Guyana

KHP - Paraguay

KHQ - Peru

KHR - South Georgia and South Sandwich Islands

KHS - Suriname

KHU - Uruguay

KHW - Venezuela

KIA-KIX - Law of the indigenous peoples of the Americas These schedules are currently under development

KJ-KKZ - Europe

KJ - History of law in Europe. Law of ancient European tribes (Celts, etc.)

KJA - Roman law. Byzantine law

KJC - Regional and comparative law

KJE - Regional organization and integration. European Union

KJG - Albania

KJH - Andorra

KJJ - Austria

KJK - Belgium . Bosnia & Hercegovina (1992-; cf. KKZ)

KJM - Bulgaria . Croatia (1992-; cf. KKZ)

KJN - Cyprus

KJP - Czechoslovakia . Czech Republic (1993-)

KJQ - Slovakia (1993-)

KJR - Denmark

KJS - Estonia

KJT - Finland

KJV - France (general)

KJW - France (regions, provinces, departments, etc.; cities, towns, etc.)

KK - Germany . West Germany

KKA - East Germany

KKB - German states and provinces (A-Pr)

KKC - German states and provinces (Ps-Z)

KKE - Greece

KKF - Hungary

KKG - Iceland

KKH - Italy

KKI - Latvia

KKJ - Liechtenstein . Lithuania

KKK - Luxembourg . Macedonia (1992-; cf. KKZ). Malta

KKL - Monaco

KKM - Netherlands

KKN - Norway

KKP - Poland

KKQ - Portugal

KKR - Romania

KKS - San Marino . Serbia & Montenegro (2003-; cf. KKZ). Slovenia (1992-)

KKT - Spain

KKV - Sweden

KKW - Switzerland

KKX - Turkey

KKY - Ukraine (post-Soviet, 1991-; cf. KLP)

KKZ - Yugoslavia

KL-KPW - Asia and Eurasia

KL - History of law in the ancient Middle East (Egyptian, Babylonian, Assyrian, etc.). Eurasia (general & comparative)

KLA - Russia (pre-Soviet). Soviet Union (general). Commonwealth of Independent States

KLB - Russia (Federation, 1992-; cf. KLA, KLN)

KLD - Armenia (to 1991; cf. KMF)

KLE - Azerbaijan

KLF - Belarus

KLH - Georgia

KLM - Moldova

KLN - Russia (as a Soviet Republic ; cf. KLA, KLB)

KLP - Ukraine (as a Soviet Republic ; cf. KKY). Transcaucasian Federation

KLQ - Bukharskaia N.S.R.

KLR - Kazakhstan . Khorezmskaia S.S.R.

KLS - Kyrgyzstan

KLT - Tajikistan

KLV - Turkmenistan

KLW - Uzbekistan

KM - Asia (general & comparative)

KMC - Middle East . Southwest Asia (regional comparative and uniform law)

KME - Middle East . Southwest Asia (regional organization and integration)

KMF - Armenia (1991-; cf. KLD). Bahrain

KMG - Gaza (cf. KMM)

KMH - Iran

KMJ - Iraq

KMK - Israel

KML - Jerusalem

KMM - Jordan. West Bank . Palestinian National Authority

KMN - Kuwait

KMP - Lebanon

KMQ - Oman . Palestine (to 1948)

KMS - Qatar

KMT - Saudi Arabia

KMU - Syria

KMV - United Arab Emirates

KMX - Yemen .

KMY - Yemen , South (to 1990)

KNC - South Asia . Southeast Asia . East Asia (regional comparative and uniform law)

KNE - South Asia . Southeast Asia . East Asia (regional organization and integration)

KNF - Afghanistan

KNG - Bangladesh

KNH - Bhutan

KNK - Brunei

KNL - Burma

KNM - Cambodia

KNN - China (to 1949)

KNP - Taiwan (1949-)

KNQ - China (People's Republic, 1949-)

KNR - Hong Kong (to 1997)

KNS - India (general)

KNT - India (States and union territories, A-L)

KNU - India (States and union territories, M-Z; cities, towns, etc.)

KNV - French Indochina (to 1946)

KNW - Indonesia . East Timor

KNX - Japan (general & prefectures)

KNY - Japan (cities, towns, etc.)

KPA - Korea. South Korea

KPC - North Korea

KPE - Laos

KPF - Macau (to 1999)

KPG - Malaysia

KPH - Malaysia (cont.). Maldives

KPJ - Mongolia

KPK - Nepal

KPL - Pakistan

KPM - Philippines

KPP - Singapore

KPS - Sri Lanka

KPT - Thailand

KPV - Vietnam (to 1945). North Vietnam (1945-1975). Vietnam (1975-)

KPW - South Vietnam

KQ-KTZ - Africa

KQ - History of law in Africa . Extinct jurisdictions. Customary law

KQC - Regional comparative and uniform law

KQE - Regional organization and integration

KQG - Algeria

KQH - Angola

KQJ - Benin

KQK - Botswana

KQM - British Central Africa Protectorate

KQP - British Somaliland (to 1960)

KQT - Burkina Faso

KQV - Burundi

KQW - Cameroon

KQX - Cape Verde

KRB - Central African Republic

KRC - Chad

KRE - Comoros

KRG - Congo (Brazzaville)

KRK - Djibouti

KRL - East Africa Protectorate

KRM - Egypt (United Arab Republic) (cf. KL)

KRN - Eritrea

KRP - Ethiopia

KRR - French Equatorial Africa

KRS - French West Africa

KRU - Gabon

KRV - Gambia

KRW - German East Africa

KRX - Ghana

KRY - Gibraltar

KSA - Guinea

KSC - Guinea-Bissau

KSE - Equatorial Guinea . Ifni

KSG - Italian East Africa . Italian Somaliland

KSH - Côte d'Ivoire

KSK - Kenya

KSL - Lesotho

KSN - Liberia

KSP - Libya

KSR - Madagascar

KSS - Malawi

KST - Mali

KSU - Mauritania

KSV - Mauritius. Mayotte

KSW - Morocco

KSX - Mozambique

KSY - Namibia

KSZ - Niger

KTA - Nigeria

KTC - Réunion

KTD - Rwanda

KTE - Saint Helena

KTF - Sao Tome and Principe

KTG - Senegal

KTH - Seychelles

KTJ - Sierra Leone

KTK - Somalia

KTL - South Africa

KTN - Spanish West Africa. Spanish Sahara

KTQ - Sudan

KTR - Swaziland

KTT - Tanzania

KTU - Togo

KTV - Tunisia

KTW - Uganda

KTX - Congo (Democratic Republic). Zaire

KTY - Zambia. Zanzibar

KTZ - Zimbabwe

KU-KWW - Pacific area

KU - Australia (general)

KUA - Australian Capital Territory

KUB - Northern Territory

KUC - New South Wales

KUD - Queensland

KUE - South Australia

KUF - Tasmania

KUG - Victoria

KUH - Western Australia

KUN - Norfolk Island. Cities, towns, etc.

KUQ - New Zealand

KVB - Regional comparative and uniform law: Australia and New Zealand

KVC - Regional comparative and uniform law: Other Pacific area jurisdictions

KVE - Regional comparative and uniform law: Regional organization and integration

KVH - American Samoa. British New Guinea

KVL - Cook Islands

KVM - Easter Island

KVN - Fiji

KVP - French Polynesia. German New Guinea

KVQ - Guam

KVR - Kiribati

KVS - Marshall Islands. Micronesia. Midway Islands

KVU - Nauru. Netherlands New Guinea

KVW - New Caledonia

KWA - Niue

KWC - Northern Mariana Islands

KWE - Pacific Islands Trust Territory

KWG - Palau

KWH - Papua New Guinea

KWL - Pitcairn Island. Solomon Islands

KWP - Tonga

KWQ - Tuvalu

KWR - Vanuatu

KWT - Wake Island. Wallis and Futuna Islands

KWW - Samoa. Western Samoa

KWX - Antarctica

KZ - Law of Nations. International law

KZA - Law of the sea

KZD - Space law. Law of outer space

Retrieved from "http://en.wikipedia.org/wiki/Library_of_Congress_Classification:Class_K_--_Law"

 

جزوه جزای اختصاصی

جزای اختصاصی 1_2_3