درسي كه اربعين به ما ميدهد
انتظارات امام حسن (ع) از شیعیان
ماده ۱۰ ق.م مبناي قانوني انواع قراردادها
تحلیل اختیارات مدیران شرکت های سهامی
تحلیلی بر قاعده لاضرر
نقد و تحلیل حقوقی م 585 ق.م
سوالات تشریحی حقوق جزای اختصاصی
حقوق اساسی 2 _ جزوه درسی(2)
حقوق اساسی 2 _ جزوه درسی(1)
متن سوالات و پاسخنامه آزمون وکالت 1387
سوالات تستی حقوق جزای عمومی
دکتر علی تولایی
نام و نام خانوادگی: علی تولّائی
نام پدر: حسینعلی
شماره شناسنامه: 444
تاریخ تولد: 1353
مرتبه علمی: استادیار پایه 1
2. سوابق تحصیلی
- دیپلم ریاضی فیزیک، دبیرستان نمونه باقرالعلوم (ع) یزد، سال 1371ش، با معدل 44/16.
- کارشناسی ارشد پیوسته الهیات و معارف اسلامی، گرایش فقه و اصول، دانشگاه امام صادق (ع)، سال 1379ش. معدل 27/95 بر مبنای 100.
- دکترای الهیات و معارف اسلامی، گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، سال 1384ش، با معدل 93/17.
3.عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد
بررسی تاریخی تطبیقی دیدگاه فقها درباره عقود تا قرن پنجم هجری قمری، با راهنمایی دکتر احمد پاکتچی.
4. عنوان رساله دکتری
جایگاه تعلیل در فقه امامیه، با راهنمایی دکتر محمد حسن حائری.
5. سوابق شغلی
- تدریس دوره کارشناسی فقه و حقوق در دانشگاه یزد و مدرسه عالی شهید مطهری از سال 1381ش تاكنون
- تدریس در دوره کارشناسی حقوق، دانشگاه پیام نور مهریز. سال 1383، 1385
- تدریس دوره کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دوره فراگیر پیام نور، 1386ش.
- تدریس در دوره کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه یزد، سال 1386ش تا كنون
6. عضویت در مجامع علمی و پژوهشی
- همکاری با مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع) در طرح رویدادنگاری تاریخ شیعه (مرحله دوم)، 1377ش.
- عضو گروه فقه و علوم قرآنی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی از سال 1378ش تاکنون.
7.داوری مجلات علمی
«مطالعات اسلامی»، فصلنامه علمی- پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، از سال 1385ش.
8. زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه
فقه و علوم وابسته به آن؛ به طور خاص تاریخ فقه، رجال، حقوق خانواده و حقوق جزا.
9. مقالات علمی چاپ شده
- مقاله «اعراض»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج9، صص374-375، تهران، 1379ش.
- مقاله «اقاله» دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج9، صص617-619، تهران، 1379ش.
- مقاله «اقدام»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج9، صص633-634، تهران، 1379ش.
- مقاله «الأم»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج10، صص125-126، تهران، 1380ش.
- مقاله «بردعی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج11، صص688-689، تهران، 1381ش.
- مقاله «بروجردی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج12، صص30-34، تهران، 1383ش.
- مقاله «بلوغ»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج12، صص528-529، تهران، 1383ش.
- مقاله «بویطی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، تهران، 1383ش.
- مقاله «بیع»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، تهران، 1383ش.
- مقاله «بیعانه»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، تهران، 1383ش.
- مقاله «تدلیس»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج14،صص695-697، تهران، 1385ش.
- مقاله «بررسی فقهی تضمین پیشه وران در سده های نخست هجری»، مطالعات اسلامی، فصلنامه علمی- پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، ش73، پاییز 1385ش، صص75-105.
- مقاله «تأثير نماز بر كاهش جرم شرب خمر – مطالعه فقهي»، چكيده مقالات همايش نقش نماز در تكامل معنوي انسان، دانشگاه يزد، 1388ش، صص 48-50
10. دروس تدریس شده
- فقه: مباحث نکاح و طلاق، ارث و وصیت، حدود، قصاص و دیات، قضا و شهادات، عقود معین.
- اصول فقه: مباحث الفاظ، حجت، تعادل و تراجیح، اصول عملیه.
- فقه تطبیقی، تاریخ فقه
- زبان تخصصی، متون اسلامی و متون حقوقی
- روش تحقیق
توهین / تهدید / هتک / عفت عمومی
توهین
توهین یا اهانت در لغت از ریشه «وهن» به معنای سست گردانیدن است. در اصطلاح عبارت است از هر گونه رفتاری، اعم از قول، فعل، کتابت و اشاره که به گونه ای موجب وهن حیثیت مخاطب در نظر افراد متعارف و معمولی جامعه گردد. بنابراین اگر کسی دیگری را با کلماتی مخاطب قرار دهد که موجب تحقیر و استحقاق او شود در حالیکه مخاطب مستحق و سزاوار این این الفاظ و القاب نباشد بدان توهین گویند. اگر توهین با الفاظ تحقق یابد آن را فحش، دشنام و ناسزا می نامند که عبارت است از هر گونه سخن زشت و رکیک و مستهجن. توهین فعلی مانند آب دهان بر روی کسی انداختن و یا هل دادن تحقیرآمیز او. برخی از اشارات دست نیز در فرهنگ ما توهین تلقی می شود.
بنابراین توهین و اهانت همانند احترام و اکرام یکی از عناوین قصدیه است و بدون قصد محقق نمی شود و عبارت است از الفاظ صریح یا ظاهر یا اعمال و حرکاتی که با لحاظ عرفیات جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت اشخاص موجب تحقیر آنان شود. اظهار نظر مبتنی بر اشتباه یا بی توجهی، توهین محسوب نمی گردد.
در فقه اگر به شخصی به طور صریح نسبت زنا یا لواط دهد مثلاً بگوید : «زنازاده» اصطلاحاً بدان «قذف» گویند که مجازات آن 80 تازیانه است. اما اگر نسبت زنا یا لواط به طور صریح نباشد مثلاً بگوید«حرام زاده» یا «دیوث» تا 74 تازیانه تعزیر می شود. همچنین سایر دشنام ها که عرفاً موجب آزار و اذیت شنونده می شود، مانند «انسان پست»، «کافر»، «سگ»، «بدبخت» و «دیوانه» تا 74 ضربه تازیانه دارد. به این نوع اهانت ها که قذف نباشد در اصطلاح «شتم» گویند که مجازات آن تعزیر است.
تنها استثنایی که وجود دارد در جایی است که مخاطب سزاوار استخفاف و کوچک شمردن باشد که عبارت است از: کافر، بدعت گذار و متجاهر (متظاهر) به فسق.
توهین و اهانت یکی از مسائلی است که در آنها شخصیت و شأن اجتماعی افراد در نظر گرفته شده است. شخصیت برخی از افراد آنچنان والاست که حتی فحش های سیاسی مانند «خشونت طلب» و «غرب زده» برای آنها غیر قابل تحمل و موجب تحقق اهانت و توهین است[1].
تذکر:
1.تفاوت توهین با افترا آن است که افترا متضمن اسناد و اخبار است.
2.برخی از الفاظ ذاتاً موهن نیست، ولی طرز تلفظ وهن آور است.برخی از الفاظ نیز در بعضی از ازمنه یا امکنه موهن است[2].
3.در قانون مجازات اسلامی موضوعات زیر در باب توهین، جرم انگاری شده است:
اهانت به مقدسات اسلام، انبیاء عظام، ائمه طاهرین (ع)، حضرت صدیقه طاهره (س) (513)
اهانت به امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری(514)
توهین به رئیس کشور خارجی یا نماینده سیاسی آن(517)
توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک (سخن زشت و سخیف)(608)
توهین به مقامات و مأمورین دولتی(609)
توهین به اطفال و زنان در اماکن عمومی با الفاظ و حرکات مخالف شؤون و حیثیت(619)
4. توهین و فحاشی در زبان فارسی با کلمات زیر استعمال می شود:
فحش کاری، توهین، یاوه سرایی، یاوه گویی، ناسزا، دشنام، گفتار مستهجن، بد و بیراه، لیچار، سقط، یاوه، بیهوده، هرزه، هذیان، حرف مفت، جفنگ، ژاژ، چرند، بیحرمتی، تهمت، بهتان، توهین، سرزنش، سخن نیشدار، هجو، استهزا
برخی از ناسزاها عبارتند از:
احمق، نادان، خرف، بی شعور، نفهم، بدچشم، علیه اللعنه، ازگل، بی شرف، پدرسوخته، بی همه چیز، پدرسگ، بدبخت، ورپریده، فاسد، خائن، رذل، عفریته، بدکار، هرزه، بی عفت، نانجیب، دروغگو، بی وجدان، خائن، پیمان شکن، ریاکار، دغل، وطن فروش، حقه باز، قانون شکن، بی غیرت، فرصت طلب، شیاد، آشغال، مزدور، نمک به حرام، دورو، مزد بگیر، دست نشانده، پولکی
تهدید
در لغت به معنی ترسانیدن و وعده عقاب و زجر دادن است :
( مدنی ) عناصر تهدید در قانون مدنی عبارت است از :
الف- وعده انجام عملی یا اعمالی به ضرر کسی که او را در آتیه دچار ضرر خواهد کرد.
ب- وعده مذکور باید به حسب طبیعت خود نوعاً در عاقل متعارف به لحاظ سن و شخصیت و اخلاق و جنس تاثیر کند.به این معنی که در او بیم بر جان یا مال یا عرض خود یا خویشاوندان ایجاد نماید. میزان تهدید ممکن است به قدری باشد که قصد را هم سلب کند و شخص بدون اراده کاری را انجام دهد و از همین جا است که تهدید با اکراه فرق پیدا می کند زیرا اکراه تا حدی است که قصد را سلب نکند. اکراه و تهدید شدید به گونه ای که شخص فاقد اراده شود را در فقه «الجاء» نیز می نامند.
علم شخص تهدید شده به عدم توانایی تهدید کننده در اجراء تهدید خود مانع تحقق تهدید به جنبه فاعلی آن توجه می شود و در شناسایی اکراه به جنبه قابلی آن ( یا نتیجه ) آن.
( جزا ) عناصر تهدید در قانون جزا این است :
الف – تحقق تهدید به خصوصیت روحی و جسمی و سن و شخصیت و اخلاق و جنس تهدید شونده مرتبط است.
ب – امری که تهدید کننده انجام دادن آن را از تهدید شده توقع دارد باید بر خلاف قانون باشد خواه خلاف قوانین الزامی باشد یا خلاف میل تهدید شونده ولی ممکن است اساساً تقاضای انجام امری را نکند.
ج – عمد: تهدید غیر عمدی وجود ندارد.
د – تهدید ممکن است به جان ، مال یا حیثیت باشد[3].
هتک
در لغت به معنی پاره کردن است و در اصطلاح به معنی تجاوز به اشخاص و اموال و اعراض آنان و جریحه دار کردن افکار عمومی است.
هتک حرمت اشخاص در حقوق جزا اعم از افترا و توهین است.
هتک عرض (حیثیت):
( جزا ) عمل مادی مخالف اخلاق که مستقیماً روی شخص معینی صورت گیرد ( خواه آن شخص از جنس ذکور باشد یا اناث ) و پاکی عرض او صدمه دیده و به اصطلاح دامن او را لکه دار کند.
هتک ناموس به معنای تجاوز به زن بدون رضایت او به کار می رود[4].
عفت عمومی
عفت عمومی درجه ای از عفت است که نوع مردم علاقه به صیانت آن داشته باشند و تابع شرایط زمان و مکان است[5].
[1] . میر محمد صادقی، جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی، ص 152-153؛ شهید ثانی، شرح لمعه، مبحث قذف
[2] . جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، 152
[3] . جعفری لنگرودی، همان، ص 183
[4] . جعفری لنگرودی، همان، ص 761
[5] . جعفری لنگرودی، همان، ص 453
قواعد نانوشته _ منابع قواعد فقهی
تقسيمبندى قواعد فقهى
قواعد فقهى از جنبههاى گوناگونى قابل تقسيم است كه در ذيل به برخى از آنهااشاره مىشود:
1 - قواعد فقهى از نظر قلمرو جريان و شمول به سه دسته تقسيم مىشود:
الف) قواعد جارى در يك باب، مثل «قاعده امكان»;
ب) قواعد جارى در چند باب، مثل «قاعده ما يضمن»;
ج) قواعد جارى در همه ابواب، مثل «قاعده اشتراك».
2 - قواعد فقهى از جهت پايه و اساس به دو دسته تقسيم مىشود:
الف) قواعدى كه همه قواعد به آنها بر مىگردد (قواعد خمس) كه عبارتاند از:«الامور بمقاصدها»، «اليقين لا يزول بالشك»، «المشقة تجلب التيسير»، «الضرر يزال»و «العادة محكمة»;
ب) ساير قواعد، مثل «اصالة الصحة».
3 - قواعد فقهى از جهت جريان در حكم يا موضوع به دو دسته تقسيم مىگردد:
الف) قواعد مختص به شبهات موضوعى مثل «قاعده فراغ»;
ب) قواعد مختص به شبهات حكمى مثل «قاعده لا ضرر».
4 - قواعد فقهى از نظر بيان حكم اولى و ثانوى نيز به دو دسته تقسيم مىشود:
الف) قواعدى كه حكم اولى را بيان مىكند مثل «قاعده سوق»;
ب) قواعدى كه حكم ثانوى را افاده مىكند مثل «قاعده لاحرج».
تفاوت قاعده فقهى و اصولى
سخنى با خواننده
بسم الله الرحمن الرحيم
يكى از ويژگىهاى مهم مكتب تشيع، استفاده از عنصر اجتهاد در گستره نصوصدينى است. اين ويژگى، سبب پويايى و تحرك هر چه بيشتر مكتب و نيز كسب توانمناسب در پاسخگويى به موضوعات نوپيدا بوده و هست. تكامل و گسترشرشتههاى مختلف علوم اسلامى، از جمله دانش فقه، در پرتو همين عنصر اجتهاد ونيز تلاش دانشمندان و فقيهان بزرگ و زمانشناس صورت پذيرفته است.
عصر حاضر به جهت ظهور عقايد و مكاتب مختلف بشرى، تحولات چشمگيرعلمى و صنعتى و نگاه نقادانه به دين و گسترش ارتباطات، مسئوليت عالمان دينى رادو چندان كردهاست. عالمان و فقيهان بايد به نيكى چالشهاى نوين را دريابند،شيوههاى استنباط را مهذب كنند، موضوعات جديد را پاسخ در خور دهند و ميراثكهن فقه شيعه را به زبان روز و متناسب با فهم و انتظار انسان سرگشته و نقاد امروزبازسازى نمايند تا از رهگذر اين تلاش، دين و فقه را در عرصه زندگى اجتماعىجوامع بشرى زنده و بالنده نگهدارند و مسئوليت دينى و تاريخى خويش را به بهترينوجه ايفا نمايند. انجام اين وظيفه، نيازمند نگاه بيرونى به مجموعه فقه، آشنايى باشيوههاى مشابه استنباط و بررسى دقيق علوم وابسته به فقه، نظير اصول، رجال، درايهو ... مىباشد و بدون ترديد تلاشى به اين وسعت نيازمند بسيج جمعى محققان زبده وزمانشناس است.
پژوهشكده فقه و حقوق مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى «پژوهشگاه» هدفاساسى خويش را تحقق بخشيدن به اين وظيفه بزرگ قرار داده است، و در اينراستاتحقيقات متعددى را در زمينههاى مختلف فقهى - حقوقى و دانشهاى وابستهبه آن در دست انجام دارد.
آشنايى با منابع اصلى و پيشينه تحقيق از لوازم ضرورى تحقيقات گسترده است تاحدى كه در دنياى كنونى هيچ پژوهشگرى بىنياز از آن نيست. حجم گستردهنوشتهها و پراكندگى محققان و نويسندگان، دستيابى به اين امر را دشوارتر مىسازد.ازاينرو بخشى از فعاليتهاى گروه خدمات تحقيق پژوهشكده به تهيه ماخذشناسىمورد نياز اختصاص يافته است.
كتاب حاضر كه با هدف آشنايى پژوهشگران با منابع و مآخذ اصلى قواعد فقهىتدوين شده به همت اين عزيزان سامان يافته است: حجةالاسلام جناب آقاى سعيدرحيميان (تهيه طرح اوليه و مراجعه به منابع)، فاضل محترم جناب آقاى نعمتاللهصفرى فروشانى (مراجعه به فهرست كتب خطى)، جناب آقاى محمدجواد واعظ(تهيه متن اوليه ماخذشناسى موضوعى)، حجةالاسلام جناب آقاى ضميرى (تهيهدرآمدى بر قواعد فقهيه)، حجةالاسلام جناب آقاى حميدرضا نوحى (تكميل،بازنگرى و تدوين نهايى ماخذشناسى).
ضمن تشكر از تلاش همه عزيزانى كه زحمت تهيه اين ماخذشناسى را بر عهدهداشتهاند، اميدواريم كه انتشار اين اثر بتواند به نياز پژوهشگران حوزه و دانشگاه درزمينه قواعد فقهى پاسخى درخور دهد.
پژوهشكده فقه و حقوق.
مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (پژوهشگاه)
شرکت تضامنی
شرکتی است که تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسؤولیت تضامنی تشکیل می شود. اگر دارایی شرکت برای تأدیه تمام قروض کافی نباشد، هر یک از شرکا، مسؤول پرداخت تمام قروض شرکت است. مقاله ای در همین زمینه از احسان زررخ (دانشجوی کارشناسی ارشد)
آیات حجاب
به نام خدا
مروري بر آيات حجاب[1]
تمامي احكامي كه از سوي خداوند تشريع گشته بر پايه رعايت مصالح و اجتناب از مفاسد استوار است. خداوند تصريح مي كند تبعيت از « هدايت خداوند »، عامل رفع خوف ، حزن ، گمراهي و شقاوت است(نك : بقره /38 ؛ طه /123). تمامي دستورات خداوند ، هدايت و راهنمايي به مصالح و مفاسد انسانهاست و راه از سوي خداوند براي تمامي انسانها نشان داده شده است ، همانگونه كه خداوند در بياني عام با طرح مسأله خلقت انسان ، به هدايت « سبيل » به انسان تصريح كرده و طي طريق آن در واقع سپاسگذاري انسان از خالق خود است.(انسان/۳).
قرآن ، « نور » و « كتاب مبين » است كه از سوي خداوند براي هدايت كساني كه به دنبال رضوان اويند ، به « سبل السلام » آمده است(مائده/15-16).رضايت خداوند در عمل به اوامر و نواهي اوست كه خود راههاي سلامتند و خداوند انسان را به اذن خود از تمامي « ظلمات » به سوي « نور » خارج كرده و به « صراط مستقيم » خود رهنمون مي شود(مائده /16). همانا « حق » از جانب پروردگار آمده است و آن كس كه هدايت مي يابد ، به نفع خود و آن كس كه گمراه مي شود ، بر زيان اوست(يونس /108 ). تمامي كتابهاي آسماني از جمله كتاب موسي (ع)( انعام /154) ، هدايت و رحمت است؛ قرآن نيز « مبارك »( انعام /155) و داراي بركت و خير است و نه تنها انسان را نجات مي دهد، بلكه سبب رحمت خداوند بر انسان مي گردد.قرآن براي تمامي انسانها و كساني كه بخواهند در راه راست قرار گيرند « ذكر » است(تكوير / 27-28). و اگر همه عالميان كفر بورزند خداوند بي نياز از آنها است(آل عمران / 97).
Class K: Law is a classification used by the Library of Congress Classification system. This page outlines the sub-classes of Class K.
K - Law in general. Comparative and uniform law. Jurisprudence
KB-KBU - Religious law
KB - General and comparative religious law
KBM - Jewish law. Halakhah
KBP - Islamic law. Sharia
KBR - History of canon law (Christian) to late 19th cent.
KBS - Canon law of the Eastern Christian churches This schedule is currently under development
KBU - Canon law of the Roman Catholic Church
KBX - Law of Protestant churches This schedule is currently under development
KD-KDK - British Isles
KD - United Kingdom . England . Wales
KDC - Scotland
KDE - Northern Ireland
KDG - Isle of Man. Channel Islands
KDK - Ireland
KDZ - Western hemisphere (general & comparative). North America (general & comparative). Bermuda . Greenland . St. Pierre et Miquelon
KE-KEZ - Canada
KE - Canada (general)
KEA - Alberta
KEB - British Columbia
KEM - Manitoba
KEN - New Brunswick . Newfoundland . Northwest Territories . Nova Scotia . Nunavut
KEO - Ontario
KEP - Prince Edward Island
KEQ - Québec
KES - Saskatchewan
KEY - Yukon Territory
KEZ - Cities, towns, etc.
KF-KFZ - United States
KF - United States (general)
KFA-KFW - individual states
KFX - Cities, towns, etc.
KFZ - Extinct jurisdictions. Confederate States of America
KG-KHW - Latin America & Caribbean
KG - Latin America (general & comparative). Central America & Caribbean (general & comparative)
KGA - Belize
KGB - Costa Rica
KGC - El Salvador
KGD - Guatemala
KGE - Honduras
KGF - Mexico
KGG - Nicaragua
KGH - Panama
KGJ - West Indies & Caribbean area (general & comparative). Anguilla
KGK - Antigua & Barbuda . Aruba
KGL - Bahamas . Barbados . British Leeward Islands, Virgin Islands, West Indies, Windward Islands
KGM - Cayman Islands
KGN - Cuba
KGP - Curaçao. Dominica
KGQ - Dominican Republic .
KGR - Dutch Leeward Islands, West Indies, Windward Islands . French West Indies , Grenada , Guadeloupe
KGS - Haiti
KGT - Jamaica . Martinique . Montserrat
KGU - Navassa islands
KGV - Puerto Rico
KGW - Saba . St Kitts, Nevis & Anguilla. St. Lucia . St. Vincent & the Grenadines . St. Eustatius . St. Maarten
KGX - Trinidad & Tobago
KGY - Turks & Caicos Islands
KH - South America (general & comparative)
KHA - Argentina
KHC - Bolivia
KHD - Brazil
KHF - Chile
KHH - Colombia
KHK - Ecuador
KHL - Falkland Islands
KHM - French Guiana
KHN - Guyana
KHP - Paraguay
KHQ - Peru
KHR - South Georgia and South Sandwich Islands
KHS - Suriname
KHU - Uruguay
KHW - Venezuela
KIA-KIX - Law of the indigenous peoples of the Americas These schedules are currently under development
KJ-KKZ - Europe
KJ - History of law in Europe. Law of ancient European tribes (Celts, etc.)
KJA - Roman law. Byzantine law
KJC - Regional and comparative law
KJE - Regional organization and integration. European Union
KJG - Albania
KJH - Andorra
KJJ - Austria
KJK - Belgium . Bosnia & Hercegovina (1992-; cf. KKZ)
KJM - Bulgaria . Croatia (1992-; cf. KKZ)
KJN - Cyprus
KJP - Czechoslovakia . Czech Republic (1993-)
KJQ - Slovakia (1993-)
KJR - Denmark
KJS - Estonia
KJT - Finland
KJV - France (general)
KJW - France (regions, provinces, departments, etc.; cities, towns, etc.)
KK - Germany . West Germany
KKA - East Germany
KKB - German states and provinces (A-Pr)
KKC - German states and provinces (Ps-Z)
KKE - Greece
KKF - Hungary
KKG - Iceland
KKH - Italy
KKI - Latvia
KKJ - Liechtenstein . Lithuania
KKK - Luxembourg . Macedonia (1992-; cf. KKZ). Malta
KKL - Monaco
KKM - Netherlands
KKN - Norway
KKP - Poland
KKQ - Portugal
KKR - Romania
KKS - San Marino . Serbia & Montenegro (2003-; cf. KKZ). Slovenia (1992-)
KKT - Spain
KKV - Sweden
KKW - Switzerland
KKX - Turkey
KKY - Ukraine (post-Soviet, 1991-; cf. KLP)
KKZ - Yugoslavia
KL-KPW - Asia and Eurasia
KL - History of law in the ancient Middle East (Egyptian, Babylonian, Assyrian, etc.). Eurasia (general & comparative)
KLA - Russia (pre-Soviet). Soviet Union (general). Commonwealth of Independent States
KLB - Russia (Federation, 1992-; cf. KLA, KLN)
KLD - Armenia (to 1991; cf. KMF)
KLE - Azerbaijan
KLF - Belarus
KLH - Georgia
KLM - Moldova
KLN - Russia (as a Soviet Republic ; cf. KLA, KLB)
KLP - Ukraine (as a Soviet Republic ; cf. KKY). Transcaucasian Federation
KLQ - Bukharskaia N.S.R.
KLR - Kazakhstan . Khorezmskaia S.S.R.
KLS - Kyrgyzstan
KLT - Tajikistan
KLV - Turkmenistan
KLW - Uzbekistan
KM - Asia (general & comparative)
KMC - Middle East . Southwest Asia (regional comparative and uniform law)
KME - Middle East . Southwest Asia (regional organization and integration)
KMF - Armenia (1991-; cf. KLD). Bahrain
KMG - Gaza (cf. KMM)
KMH - Iran
KMJ - Iraq
KMK - Israel
KML - Jerusalem
KMM - Jordan. West Bank . Palestinian National Authority
KMN - Kuwait
KMP - Lebanon
KMQ - Oman . Palestine (to 1948)
KMS - Qatar
KMT - Saudi Arabia
KMU - Syria
KMV - United Arab Emirates
KMX - Yemen .
KMY - Yemen , South (to 1990)
KNC - South Asia . Southeast Asia . East Asia (regional comparative and uniform law)
KNE - South Asia . Southeast Asia . East Asia (regional organization and integration)
KNF - Afghanistan
KNG - Bangladesh
KNH - Bhutan
KNK - Brunei
KNL - Burma
KNM - Cambodia
KNN - China (to 1949)
KNP - Taiwan (1949-)
KNQ - China (People's Republic, 1949-)
KNR - Hong Kong (to 1997)
KNS - India (general)
KNT - India (States and union territories, A-L)
KNU - India (States and union territories, M-Z; cities, towns, etc.)
KNV - French Indochina (to 1946)
KNW - Indonesia . East Timor
KNX - Japan (general & prefectures)
KNY - Japan (cities, towns, etc.)
KPA - Korea. South Korea
KPC - North Korea
KPE - Laos
KPF - Macau (to 1999)
KPG - Malaysia
KPH - Malaysia (cont.). Maldives
KPJ - Mongolia
KPK - Nepal
KPL - Pakistan
KPM - Philippines
KPP - Singapore
KPS - Sri Lanka
KPT - Thailand
KPV - Vietnam (to 1945). North Vietnam (1945-1975). Vietnam (1975-)
KPW - South Vietnam
KQ-KTZ - Africa
KQ - History of law in Africa . Extinct jurisdictions. Customary law
KQC - Regional comparative and uniform law
KQE - Regional organization and integration
KQG - Algeria
KQH - Angola
KQJ - Benin
KQK - Botswana
KQM - British Central Africa Protectorate
KQP - British Somaliland (to 1960)
KQT - Burkina Faso
KQV - Burundi
KQW - Cameroon
KQX - Cape Verde
KRB - Central African Republic
KRC - Chad
KRE - Comoros
KRG - Congo (Brazzaville)
KRK - Djibouti
KRL - East Africa Protectorate
KRM - Egypt (United Arab Republic) (cf. KL)
KRN - Eritrea
KRP - Ethiopia
KRR - French Equatorial Africa
KRS - French West Africa
KRU - Gabon
KRV - Gambia
KRW - German East Africa
KRX - Ghana
KRY - Gibraltar
KSA - Guinea
KSC - Guinea-Bissau
KSE - Equatorial Guinea . Ifni
KSG - Italian East Africa . Italian Somaliland
KSH - Côte d'Ivoire
KSK - Kenya
KSL - Lesotho
KSN - Liberia
KSP - Libya
KSR - Madagascar
KSS - Malawi
KST - Mali
KSU - Mauritania
KSV - Mauritius. Mayotte
KSW - Morocco
KSX - Mozambique
KSY - Namibia
KSZ - Niger
KTA - Nigeria
KTC - Réunion
KTD - Rwanda
KTE - Saint Helena
KTF - Sao Tome and Principe
KTG - Senegal
KTH - Seychelles
KTJ - Sierra Leone
KTK - Somalia
KTL - South Africa
KTN - Spanish West Africa. Spanish Sahara
KTQ - Sudan
KTR - Swaziland
KTT - Tanzania
KTU - Togo
KTV - Tunisia
KTW - Uganda
KTX - Congo (Democratic Republic). Zaire
KTY - Zambia. Zanzibar
KTZ - Zimbabwe
KU-KWW - Pacific area
KU - Australia (general)
KUA - Australian Capital Territory
KUB - Northern Territory
KUC - New South Wales
KUD - Queensland
KUE - South Australia
KUF - Tasmania
KUG - Victoria
KUH - Western Australia
KUN - Norfolk Island. Cities, towns, etc.
KUQ - New Zealand
KVB - Regional comparative and uniform law: Australia and New Zealand
KVC - Regional comparative and uniform law: Other Pacific area jurisdictions
KVE - Regional comparative and uniform law: Regional organization and integration
KVH - American Samoa. British New Guinea
KVL - Cook Islands
KVM - Easter Island
KVN - Fiji
KVP - French Polynesia. German New Guinea
KVQ - Guam
KVR - Kiribati
KVS - Marshall Islands. Micronesia. Midway Islands
KVU - Nauru. Netherlands New Guinea
KVW - New Caledonia
KWA - Niue
KWC - Northern Mariana Islands
KWE - Pacific Islands Trust Territory
KWG - Palau
KWH - Papua New Guinea
KWL - Pitcairn Island. Solomon Islands
KWP - Tonga
KWQ - Tuvalu
KWR - Vanuatu
KWT - Wake Island. Wallis and Futuna Islands
KWW - Samoa. Western Samoa
KWX - Antarctica
KZ - Law of Nations. International law
KZA - Law of the sea
KZD - Space law. Law of outer space
Retrieved from "http://en.wikipedia.org/wiki/Library_of_Congress_Classification:Class_K_--_Law"